به گزارش روابط عمومی شبکه افق، مدتی است که فصل دوم برنامه تلویزیونی «جعبه سیاه» بر آنتن شبکه افق سیما است. این برنامه با ساختاری گفتگومحور قصد دارد تا نوعی متفاوت از برنامه سازی را در مواجهه با مهمانان مختلف رقم بزند. «جعبه سیاه» با اجرای امیر عضد در هر قسمت میزبان مهمانان مختلفی از جریانات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ... است و چالشهایی را متناسب با آنان تنظیم مینماید.
در این راستا گفتگویی داشتهایم با سید مجتبی موسوی، تهیهکننده جعبه سیاه تا از فراز و فرودهای این سبک برنامه سازی در جعبه سیاه بگوید:
ایده اصلی شکلگیری برنامه «جعبه سیاه» از کجا نشأت گرفت و چه اهداف کلانی در تولید این برنامه دنبال میشود؟
موسوی: گروه اجتماعی شبکه افق سفارش یک برنامه گفت و گو محور را به ما داد. گفت وگو با چهرهها و شخصیتها که برای آنتن عید و ماه رمضان در جدول کنداکتور قرار بگیرد و باقی سال هم بتواند به صورت هفتگی آنتن را نگه دارد. خب تنوع این جنس برنامههای تاک شو هم در ایران و هم در جهان بسیار بالاست. همین الان در صدا و سیما در چندین شبکه برنامههای متنوعی از این جنس در حال پخش هستند. هدف برنامه سازی در نوعی از تاک شوها طبیعتا صرفا سرگرمی هست. یعنی گفت و گو با یک چهره که قرار است صرفا گفت و گوی مفرحی باشد. در برخی دیگر از برنامهها موضوع بر مهمان ارحجیت دارد. یعنی ما با یک برنامه گفت و گو محور تخصصیتر مواجهه هستیم که مهمان به خاطر این که با اتمسفر موضوع هم نفس است به برنامه دعوت شده است. ویژگی همه این برنامهها پرسش و پاسخ است. پرسش توسط مجری و پاسخ توسط مهمان. حال بنا به جذابیت مجری و مهمان و سوال برنامه هم جذابتر میشود.
البته این را هم بگویم که برنامههایی، هم در تلویزیون خودمان و هم در تلویزیونهای خارجی تولید شدهاند که همه این ویژگیها را داشتهاند اما در گرفتن مخاطب موفق نبودند. حتما شما هم زیاد دیدهاید. یک مجری و یک مهمان که هر دو چهره مشهور و سلبریتی باشند در یک دکور پر زرق و برق با سوالات زرد. همه چیز ظاهرا آماده هست برای موفقیت یک برنامه. اما با سه دو یک کارگردان و شروع ضبط اتفاقی نیافتاده است. علت اصلی این است که آن جریان و کنشی که باید بین این عناصر اصلی برنامه شکل بگیرد شکل نگرفته است. مجری و مهمان مشهور، سوالات زرد و آن دکور پر زرق و برق اتصال موفقی در برنامه نداشتهاند و جریان درستی بینشان شکل نگرفته است. ما در جعبه سیاه میخواستیم متفاوت تر باشیم؛ یا بهتر بگویم میخواستیم متفاوتترین گفت و گوی تلویزیونی باشیم. هم در اجرا، هم در مهمان و هم در متن و سوال. و هم در فرم و قالب و دکور. و از همه مهمتر در جریان و کنشی که بین این عناصر شکل میگیرد.

این تهیه کننده افزود: به خاطر همین جعبه سیاه سراغ ناگفتههای زندگی چهرهها رفت. از بالا و پایینهای دراماتیک زندگی شان تا سبک زندگی و سبک مصرفی شان در خرید، هنر و .... تا معاشرتشان با اطرافیان، با مردم. نگاهشان به زندگی و البته مرگ؛ یک سوء تفاهم بزرگ هم در فصل قبلی در فضای مجازی ایجاد شد و هیچ وقت هم تریبونی برای توضیح به ما داده نشد. تلاش این بود که همه این موارد در جعبه سیاه با یک سبک پرداخت نوآورانه و جذاب به مخاطب ارائه شود. مخاطب هم لذت ببرد و هم دنبال کند که بسیاری که از چهرههای موفق سخت تلاش کردهاند و مسیر موفقیت را یک شبه طی نکردهاند و حالا از یک مسیر طی شده با مخاطب سخن میگویند و نگاهشان به زندگی و البته مرگ، چنین و چنان است. جعبه سیاه قرار بود هم متفاوت باشد، هم عمیق و هم جذاب، ما به این شعار رسیدیم, جعبه سیاه زندگیات را خودت باز کن.
با توجه به تنوع برنامههای گفتگو محور در شبکههای مختلف، چه ویژگیهای منحصربهفردی را برای «جعبه سیاه» در نظر گرفتهاید که آن را متمایز میکند؟
موسوی: همانطور که در پاسخ به سوال قبل که کمی طولانیتر هم شد اشاره کردم, ما میخواستیم جعبه سیاه متفاوت باشد. حالا یک مسئله دیگر هم داشتیم که آنتن و نیازهای مخاطب شبکه افق بود. جعبه سیاه باید با این اتمسفر همخوانی میداشت و روی این آنتن با ویژگیهای منحصر به فرد مخاطبی و جریانیای که دارد خودش را نشان میداد. تلاش ما این بود که برنامه در نگاه اول جذاب و سرگرم کننده باشد. این همان جریان یا کنشی است که در پاسخ به سوال اول عرض کردم. یک برنامه صرفا با یک مجری سلبریتی جذاب نمیشود. با این حال اولین قدم انتخاب مجری بود. ما مسیر را برعکس آمدیم یعنی به جای اینکه مثل برنامه سازی معمول تلویزیونی در بین لیست سلبریتیها دنبال کسی بگردیم که به لحاظ قیمتی به ما بخورد، ابتدا برای برنامه یک سبک اجرای نوآورانه طراحی کردیم. سبک اجرایی که منحصر به فرد باشد و در واقع امضای جعبه سیاه باشد. خب برای این سبک خاص اجرا رسیدیم به امیر عضد. مجری بسیار بسیار توانمند رادیو که البته یک همکاری تلویزیونی موفق هم چند سال پیش با هم داشتیم. امیر عضد با اینکه تا به حال در موقعیت مجری یک برنامه گفت و گو محور قرار نگرفته بود اما با استعداد بسیار بالا و کم نظیری که دارد خیلی سریع نقش خودش را پیدا کرد و این سبک اجرا را درون خودش نهادینه کرد و به یک پختگی رساند.

وی ادامه داد: در قدم دوم به سبکی متفاوت برای پرسیدن سوالات فکر کردیم. سبکی که بیسابقه یا کم سابقه باشد. مخاطبان جعبه سیاه این تفاوت را حالا حس میکنند. ما در جعبه سیاه به جای سوال، چالش داریم. چالشهایی که خود مهمانان برنامه آن ها را کشف میکنند و به آنها پاسخ میدهند. اصلا شعار برنامه این شد؛ جعبه سیاه زندگیتو خودت باز کن. قدم بعدی انتخاب مهمانان است که جلوتر در موردش توضیح خواهم داد. و قدم آخر اتمسفر بصری برنامه بود. در هر دو فصل به دکور و طراحی صحنه متفاوتی فکر کردیم که در شکل گیری جریان برنامه که قبل تر عرض کردم موثر باشد. نه میخواستیم و نه پولش را داشتیم که دکور پر زرق و برق بزنیم. به دنبال طرحهایی بودیم که در شکل گیری محتوا و جذابیت برنامه تاثیر مستقیم داشته باشد. در فصل اول در یک کانسپت کلاسیک و با مجموعه ای از آکساسوارها به یک دکور رازآلود رسیدیم که چالشهای برنامه یا همان سوالات در آن پنهان بود و باید کشف میشد. در فصل دوم به یک طراحی صحنه مدرن و سورئال رسیدیم که اتفاقا کانسپت اصلیاش شفافیت بود. چمدانهای شفاف مهمان برنامه در یک پرواز که پرواز زندگیاش بود، حامل چالشهای برنامه بودند. امروز که برنامه پخش میشود و استقبال مخاطبان را میبینیم خدا را شاکریم و البته این ادعا را هم داریم که بر روی تمامی این جزئیات ساعتها فکر و طراحی صورت گرفته و توانستیم با بهترین تیمها کار را جلو ببریم.

معیارهای انتخاب موضوعات و مهمانان برای هر قسمت از برنامه «جعبه سیاه» چیست؟ چه ملاحظاتی در این انتخابها در نظر گرفته میشود؟ با توجه به اینکه به نظر میآید در فصل دوم هم از رجال سیاسی و هم اشخاص فرهنگی مهمان دعوت شده است.
موسوی: انتخاب مهمانهای برنامه همانطور که گفتم یکی دیگر از شاخصههای تفاوت جعبه سیاه است. ما در جعبه سیاه اولین تلاشمان این بود که مهمانانی را دعوت کنیم که مخاطبان تلویزیون کمتر آنها را در این موقعیت دیده باشند. مثل خیلی از چهرههای سیاسی یا فرهنگی که بیشترین قابی که از آنها در ذهن مخاطب وجود دارد یک قاب رسمی کت و شلواری با یک میکروفن روبرویشان است که در حال مصاحبه هستند. یا در یک موضوع تخصصی نظر میدهند یا در حال گزارش یک خدمت رسانی به مردماند. اینکه حالا در یک موقعیت جدید با آن چالشهای خاصِ جعبه سیاهی مخاطب آنها را ببیند خلق جذابیت میکند. خب شبکه افق هم نهایت همراهی و همکاری را در این زمینه داشت و خود همین موضوع نیز به دیده شدن برنامه هم کمک کرد. مثلا خیلی از مهمانانی که مخاطب انتظار دیدنشان را در شبکه افق نداشت. تلاش بر این بود که تنوع مهمانان زیاد باشد. هم تنوع موضوعی و هم تنوع جناحی. بیشتر تمرکز هم بر مهمانانی بود که کمتر در این موقعیت بودهاند. مثلا از جامعه مذهبی مداحان و قاریان و منبریهای معروف، از ورزشکاران و پیشکسوتان ورزشی، از مجریان و خبرنگاران، از چهره های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی، از شاعران و نویسندگان، از بازیگران و ... دعوت به عمل آوردیم. سعی ما این بود که یک تعادلی در دعوت از چهره ها و تنوع آنها برقرار باشد اما خب طبیعتا همانطور هم که پیش بینی میشد هم اقتضای آنتن و مخاطب شبکه افق و هم اقتضای توجه رسانه ها باعث میشود که مهمانان سیاسی که کمتر در این موقعیت برنامه سازی ظاهر شدهاند بیش از سایر مهمانان دیده شوند. جعبه سیاه تاک شوی سیاسی نیست اما چهره های سیاسی در آن بیشتر دیده شدهاند.

در اتاق سردبیری چالشهای برنامه برای هر مهمان چگونه طراحی میشوند؟
موسوی: با اینکه گفت و گو در جعبه سیاه به اصطلاح خودمانی و راحت است اما فراتر از یک گپ و گفت ساده است. گفت و گوی جعبه سیاه یک گفت و گوی ساختار یافته است. هر بخش از گفت و گو که مخاطب نسبت به ساختار آن دیگر ذهنیت پیدا کرده است یک هدفی را دنبال میکند و عنوان یک چالش را در برنامه گرفته است. این یعنی مخاطب میداند که قرار نیست فقط پرسش و پاسخ معمولی ببیند. بلکه هر بخش از گفت و گو میتواند مثل یک بمب ساعتی رسانهای عمل کند و مهمان را با یک چالشی روبرو کند که انتظارش را نداشته باشد و یک محتوای جدید خلق شود و یا بهتر بگویم به یک ناگفته برسیم. چیزی که از اسم برنامه در میاید؛ جعبه سیاه زندگی مهمانان.
تهیه کننده «جعبه سیاه» ادامه داد: برای این کار ما ناگزیر از یک پیش تولید پر فشار محتوایی بودیم. پژوهشی در مورد سابقه مهمانان و گفتههایشان صورت میگرفت و بعد متناسب با آن اطلاعات و سوالات در ساختار هر چالش شکل می گرفت. از طرفی سوالات میبایست کاملا مصداقی طراحی میشد تا هم ذهن مهمان برنامه را در لحظه ضبط برای پاسخ به آن سوال فعال کند و هم راه فرار و پاسخهای کلیشهای را ببندد. پاسخ کلیشهای خط قرمز محتوایی ما در جعبه سیاه بود. ما همه تلاشمان در طراحی متن و سوالات و چالشها این بود که راه تولید محتوای کلیشهای در گفت و گو بسته باشد و اصلا خود مهمان ناخودگاه هم به این سمت نرود. شاید برایتان جالب باشد که خود مهمانان وقتی وارد چالشها میشدند برایشان لذت بخش بود و مثل یک بازی در هنگام ضبط روند برنامه را دنبال میکردند.
عکس
موسوی گفت: چالشهایی که ذهن مهمان را به خاطراتش، درونیاتش و ناخودآگاهش در هنگام ضبط نزدیک میکرد. چالشهایی مثل چالش دوگانه که باید از بین دو گزینه یکی را انتخاب میکرد. سعی داشتیم تنوع موضوعات بالا باشد تا به سلیقه مصرفی مهمان در این چالش برسیم. یا چالش بله و خیر که به نوعی یک چالش اعترافی بود؛ مثلا سوال معروف آیا تا به حال از موقعیتت سوءاستفاده کردهای یا نه؟ فقط با بله و خیر باید پاسخ بدهد. یا چالش عکسها، یا چالشترینهای زندگیاش و یا چالش موقعیت که میبایست در یک موقعیت جدید خودش را ببیند. با اینکه بازه ضبطی ما برای هر قسمت بازه طولانیتری نسبت به برنامههای معمول بود اما بسیاری از مهمانان حتی برنامه ریزی روزمرهشان را در روز ضبط تغییر میدادند تا ضبط برنامه کاملتر انجام شود. نقطه پایان این فرایند هم تدوین هوشمندانه برنامه بود. ما در تدوین سعیمان این بود که اگر محتوای کلیشهای هم تولید شده است آن را بیرحمانه دور بریزیم و فقط محتواهای خاص را در برنامه نگه داریم.
چالشها در فرآیند تولید برنامه «جعبه سیاه» چه بوده است؟ چگونه با این چالشها روبرو شدهاید؟
موسوی: یک سری از چالشها که چالشهای عام تولید برنامههای این چنینی است. از کمبود نقدینگی و زمان بسیار محدود تولید برنامه برای رساندن به یک آنتن ِ به اصطلاح روز پخش. اما در جعبه سیاه چالشها فراتر بود. بیشترین چالش ما مربوط به بخش مهمانان بود. اینکه مهمان درستی برای برنامه انتخاب شود. دعوت شود، توجیه شود و به برنامه بیاید و روز ضبط با ما همکاری لازم را بکند. این سختیها دو علت داشت؛ اول طرح متفاوت برنامه بود که خب هیچکدام از مهمانان ما تجربه حضور در این جنس برنامه گفت و گو محور را نداشتند و در نقطه شروع برای توجیهشان زمان قابل توجهی از طرف ما گذاشته میشد. اصلا یکی از دلایل طولانیتر شدن ضبط این برنامه این بود که مهمان طول میکشید تا با فضای برنامه هم افق شود. اما خدا رو شکر همان طور که عرض کردم بیشتر مهمانان بعد از این هم افق شدن و حضور در برنامه، دیگر خودشان را با مسیر برنامه هماهنگ میکردند و به اصطلاح وارد گیم برنامه میشدند و از این تجربه لذت میبردند.

وی افزود: علت دوم نیز سوءتفاهمی بود که قبلتر گفتم. سوء تفاهم بزرگی که در فصل اول در فضای مجازی برای جعبه سیاه اتفاق افتاد. این سوءتفاهم کار هماهنگی مهمان را با سختی روبرو کرده بود. مهمترین سختی هم زمان بر بودن این فرایند بود. خب همه چهرهها در نگاه اول برای حضور در برنامه موضع داشتند و در مرحله دوم سوال داشتند. ما ابتدا باید این سوءتفاهم را برای همه دعوت هایمان حل میکردیم و تمام ماجرا را از زبان خودمان تعریف میکردیم و بعد مهمان برای حضور در برنامه قانع میشد. خوشبختانه با زحمتهای تیم هماهنگی مهمان برنامه این اتفاق در فصل دوم به بهترین شکل و با حوصله و زمان درست افتاد. خیلی ها فکر میکردند که جعبه سیاه بعد از آن حواشی دیگر ساخته نخواهد شد یا دیگر کسی مایل به حضور در این برنامه نخواهد بود اما با نگاه کلی به مهمانان فصل دوم برنامه میبینید که این فرضیه باطل شد.
بازخوردهای مخاطبان و منتقدان نسبت به فصل دوم برنامه «جعبه سیاه» چگونه بوده است؟ چه تأثیری این بازخوردها بر روند تولید برنامه داشته است؟ آیا روند فصل دوم توانسته از حواشی فصل اول در ذهن منتقدان و مخاطبان بکاهد؟
موسوی: خب یکی از نگرانیهای ما این بود که سوءتفاهمی که از آن سخن گفتم روی دیده شدن برنامه اثر بگذارد. خدا رو شکر این اتفاق نیفتاد. یعنی بازخور ما تا به اینجای کار این است که کار مورد پسند مخاطبان و متنقدان بوده است. نقدهای درستی به کار وارد میشود که برخی به ما برمیگردد و وارد است و برخی دیگرش ناظر به محدودیتهای ما بوده است. اما کلیت فیدبکی که به ما میرسد این است که کار مورد استقبال مخاطبان و منتقدان قرار گرفته است. پخش فصل دوم و حضور مهمانان برجسته و پختهتر شدن محتوا و اجرای برنامه تا حدودی سوءتفاهمهای مجازی قبلی را هم از بین برده است. چرخش برشهای برنامه در فضای مجازی بدون ارجاع به ماجراهای فصل قبلی و استقبال مخاطبان و رسانهایها خستگی را از تن تیم ما و مسئولان باهوش و صبور شبکه افق در آورده است. در همین جا لازم میدانم بار دیگر از صبوری آنها و فرصتی که دوباره به جعبه سیاه برای دیده شدن دادند تشکر میکنم.
منبع: فارس
اخبار مرتبط:
فصل جدید «جعبه سیاه» در شبهای ماه مبارک رمضان از شبکه افق+تیزر
«جعبه سیاه» آدمها رو میشود