پایتخت (5)
قسمت هشتم
ارسطو ماشین شاسی بلند می‌خرد و خانواده را برای خوردن هویج بستنی می‌برد امّا در میانه راه ماشین چپ می‌کند و در آب می‌افتد. خانواده نقی معمولی بر سر این اتفاق صدمات شدیدی دیده‌اند و نقی برای این موضوع رابطه‌اش را با ارسطو قطع می‌کند. او برای عوض شدن روحیه خانواده پس از این حادثه، آنها را به ترکیه می‌برد. در میانه‌راه، نقی با ارسطو روبرو می‌شود و درگیری لفظی بین این دو رخ می‌دهد اما پس از آن با هم صلح می‌کنند. آنها در کشور ترکیه سوار بر بالن می‌شوند. مسئول هدایت بالن بر اثر مصرف مشروبات الکی سکته کرده و منجر به مرگش می‌شود. سپس بالن آنها را به سمت سوریه و جبهه داعش می‌برد. خانواده نقی با داعشی سابق به نام الیزابت آشنا می‌شوند و از طریق وی می‌فهمند که در سوریه هستند. سپس برای نجات خود به سمت لاذقیه می‌روند. آنها به شهر لاذقیه می‌رسند و به کارخانه متروکه‌ای می‌روند. در آنجا با عده ای داعشی روبرو می‌شوند و خانواده نقی توسط این افراد گروگان گرفته می‌شوند اما سرانجام توسط نقی نجات پیدا می‌کنند. آنها پس از نبرد با عده ای داعشی دیگر درگیر می‌شوند و پس از کشتن آن‌ها به کمک ارتش سوریه سوار هلیکوپتر می‌شوند و نجات پیدا می‌کنند.
ebmed-type
174.7 MB
Text to Identify
متن امنيتي جديد
138 نظر در انتظار تاييد